contact
shape

ترمینولوژی

shape

حرف ک

کارشناس

شخصی که بمناسبت علم یا شغل یا کسب دارای معلومات و تشحیص لازم باشد. ماده 446 آئین دادرسی مدتی وماده دوم قانون کارشناسان رسمی مصوب 1317 (رک. مصدق)

کارشناس رسمی

کارشناسی که دارای پروانه کارشناسی باشد. کسی که برای اظهار نظر کارشناسی دعوت شود و پروانه کارشناسی نداشته باشد کارشناس غیررسمی است.

کارشناس غیررسمی

رک. کارشناس

کارفرما

کسیکه شخصی را اجیر می کند. مطابق ماده سوم قانون کار مصوب 26-12-37 کارفرما شخص حقیقی یا حقوقی است که کارگر بدستور یا به حساب او کارمی کند. درامور صنعت و تجارت کلمه patron هم بجای اصطلاح فوق بکار می رود.

(اعتصاب) کارفرما

تصمیم هیات مدیره یک یا چند مؤسسه بر قطع موقت فعالیت مؤسسه.

کارگاه

محلی که کارگر درآنجا بدستور کارفرما کارمی کند ازقبیل اماکن عمومی ومؤسسات صنعتی ومعدنی وساختمانی و بازرگانی و باربری و مسافربری وامثال آن (ماده پنجم قانون کار 26-12-37 )تاسیساتی که باقتضای کار متعلق بکارگاه است از قبیل رستوران- حمام- درمانگاه ـ ورزشگاه ـ آموزشگاه حرفه ای جز وکارگاه محسوب است.

کارگر

الف - کسی که کار می کند ومزد می گیرد. بموجب ماده یک قانون کار 26-12-37 کارگرکسی است که بهر عنوان بدستور کارفرما در مقابل دریافت حقوق یامزد کارکند. ب- درمعنی خاص کارگر Ouvrier بکسی گفته می شود که بموجب عقد اجاره خدمات، کار یدی از نوع صنعتی یا کشاورزی انجام میدهد. وباین معنی در مقابل کارمند Employe و خدمه Domestiques بکار میرود. اصطلاح کارمند درموردی بکار میرود که بموجب قرارداد کار شخصی در امور تجاری بتاجر کمک کند ویا دریک کارگاه صنعتی جنبه کار فکری او بر کارمادی غلبه داشته باشد مانند حسابدار ویا مهندس کارخانه. امروزه فرق بین این نوع کارگران با نوع پیشین ازبین رفته است.

کارگر عادی

کارگری است که انجام وظایف محول به او مستلزم هیچگونه تخصص و تعلیمات کارآموزی وتجربه قبلی نباشد( ماده یک آئین نامه حداقل مزد مصوب 8-11-39 شورایعالی کار).

کارگر کشاورزی

درقانون اصلاحات ارضی 19- 10- 40 کسی است که مالک زمین وعوامل دیگر زراعتی نیست و درمقابل انجام کارمعین زراعتی مزد نقدی یا جنسی دریافت می کند.

کارگر مهاجر

کارگری است که بعنوان نقل و انتقالات مهاجرتی داخلی یاخارجی( صرفنظر از اشتغال بالفعل بکار وعدم آن ونیز صرفنظر ازبودن درجستجوی کار وعدم آن ویا سفر برای تصدی کاری که قبلأ تهیه شده و یا پیشنهاد کاری را پذیرفته باشد) سفرکند و شامل هرکارگری است که بطور موقت یا درپایان کار درحین خدمت یا در خاتمه آن بازگشت میکند( قانون مربوط بحمایت کارگران مهاجر در کشورها وسرزمین های توسعه نیافته - دوره 19 قانونگزاری - جلد سوم - صفحه 1603).

کارگزار

کسیکه کارهای بانک را در شهر دیگری انجام میدهد.

کارگزینی

اداره استخدام و پرسنل : اداره ای است که در وزارتخانه بکارمندان رسیدگ کرده شغل آنها را معین و تغییر ماموریت آنها را مطابق اطلاعات و احتیاجات و شایستگی هریک تعیین می کند.

کارگشا

صاحب پائین ترین درجه وکالت دعاوی در دادگستری که عنوان قانونی وکالت را ندارد و بجای آن عنوان کارگشا دارد. (قانون وکالت 1315)

کارمزد

بمعنی حق العمل است یعنی مزدکار. ( اضافه مقلوب است).

کارمند

بیشتر به مامور دولت ومؤسسات عام المنفعه یا بزرگ از قبیل شهرداری و بانک گفته میشود.

کارمند بومی

(حقوق اداری )کارمندی که محل کار او محل تولدش( بحسب شناسنامه )باشد اعم از اینکه در همان محل هم وارد خدمت دولت شده باشد یا بعدا وارد آن محل شود. اگرمحل تولدش اتفاقی باشد( مثل اینکه درموقع عبور والدین او از آن نقطه درآنجا متولد شده باشد) محل تولد پدرش ملاک بومی بودن کارمند خواهد بود. ( تبصره 4 الحاقی بماده 14 آئین نامه مزایا- مصوب 6- 10- 1322) اصل تبصره مزبور در 24- 11-39 تصویب شده است. کارمند بومی دریک بخش درتمام نقاط تابعه آن بخش بومی است (تبصره 16 الحاقی بماده 14 آئین نامه مزایا).

کارمند دون پایه

رک. دون پایه

کاریابی

واسطه تهیه کار برای دیگری شدن.

کاریابی خصوصی

هر شخصی یا مؤسسه ای که واسطه استخدام کارگران نزد اشخاص و مؤسسات باشد و برای کار خود بنحوی از انحاء حقی دریافت دارد کاریاب یا کاریابی خصوصی نامیده میشود و مشمول مقررات آئین نامه کاریابی های خصوصی میباشد( ماده یک آئین نامه مذکور- مصوب 19- 8 - 39 شورایعالی کار).

کاشف

هرکس یا هرعاملی که خفا و ابهام امر موجودی را بر طرف نموده وآنرا ازحالت خفاء بحالت ظهور در آورد او را کاشف آن چیزگویند. این لغت دراصطلاحات زیر بکار رفته است: الف- کاشف درباب عقود و ایقاعات به چیزی گویند که قصد انشاء را ظاهر مینماید چنانکه به ایجاب یا قبول، کاشف (یعنی کاشف از قصد انشاء) گویند. ( ماده 191 ق- م ) کاشف درغیر عقود وایقاعات هم وجود دارد ولی فقط کاشف از قصد است( نه قصد انشاء) مانند کاشف از قصد اخبار اقرار کننده (ماده1260-1261 ق - م ). ب- کاشف در مقابل ناقل در باب عقد فضولی و وصیت تملیکی ونحو آن چنانکه گویند: اجازه مالک درعقد فضولی کاشف است( بنظر بعضی) و ناقل است بنظر بعضی دیگر، یا قبول موصی له در وصیت تملیکی ناقل است (بنظر بعضی) و کاشف است( بنظر بعضی ). در این مورد مراد از کاشف، کشف از انتقال ملک از تاریخ وقوع عقد فضولی ( درعقد فضولی )و از تاریخ فوت موصی ( در وصیت تملیکی )است. و مراد از نا قل، نقل ملک از زمان اجازه (درعقد فضولی ) و از زمان اعلان قبول( دروصیت تملیکی ) است. ج - اگر بعد از صدور حکم بدوی توقف شرکت تجاری اجرائیه ثبتی که بضرر شرکت قبل ازصدور حکم صادر شده بود بجای اینکه بمدیر تصفیه ابلاغ شود به اقامتگاه شرکت که در متن سند رسمی نوشته شده ابلاغ شود و بعد از ابلاغ اجرائیه مدیر تصفیه بابلاغ مذکور اعتراض کند و موقع رسیدگی مراجع ثبتی باین اعتراض حکم قطعی به رفع توقف صادر شود این حکم کاشف است که درحین ابلاغ اجرائیه شرکت وجود قانونی داشته و ابلاغ اجرائیه باقامتگاه خود شرکت صحیح بوده است لذا اعتراض مذکور مردود است. دراین صورت کشف درمقابل تاسیس بکار می رود نه درمقابل نقل.