.png)
ترمینولوژی
.png)
حرف ک
کاشف ازقصد
(مدنی- فقه) در باب عقود، هریک از ایجاب وقبول را کاشف ازقصد گویند. و خود قصد را مکشوف نامند.
کاشف معدن
کسی است که پروا نه اکتشاف از وزارت صنایع و معادن تحصیل نموده و برطبق آئین نامه اکتشاف عمل کرده وکشف معدن بنام او ثبت و گواهی نامه کشف صادر شده باشد( ماده چهارم لایحه قانونی معادن - مصوب 21-2-36).
کافر
مرادف اجنبی است. (رک. اجنبی )
کافر اصلی
( فقه) کافرغیرمرتد را گویند و اوعبارت است ازکافرکتابی وکافر حربی. (رک. کافرحربی - کافر کتابی)
کافر حربی
(فقه)کافری که متدین به هیچ یک ازمذاهب اسلام، مسیح، یهود و زرتشت نباشد. درهمین معنی اصطلاح ((کافر غیرکتابی)) هم استعمال میشود و بطور اختصار ((غیر کتابی)) استعمال شده است.
کافر ذمی
(فقه)هرگاه کافر کتابی جزیه قانونی بدهد گافر ذمی نامیده میشود. ( رک. عقد ذمه )
کافر کتابی
( فقه )متدین بیکی از ادیان مسیحیت، یهود، زرتشت را گویند.
کافر مرتد
( فقه) کسی است که بعد از داشتن دین اسلام ازآن خارج شود. ( رک. ارتداد ) این اصطلاح درمقابل کافراصلی استعمال میشود کافراصلی سابقه اسلام ندارد.
کالای بورسی
کالائی که دارای خصوصیات ذیل باشد : الف- ذاتأ کثیرالمصرف باشد. ب- زود فاسد شود (چون سبزیجات که زود فاسد میشوند ). ج - مثلی یعنی دارای اشباه و نظائر زیاد باشد چون گندم. د- جنس متوسط باشد که از آمیزش جنس بد وخوب بدست می آید و آنرا جنس نمونه گویند که از حیث وزن وجنس و حجم و سایر خصوصیات کاملا معین است و در بورس آنرا نگه میدارند تا مقیاس معاملات باشد و آنرا استاندارد( تیپ) نامیده اند.
کامنولث
ملل مشترک المنافع. ( رک. دومینیون )
کانون
در لغت بمعنی مرکز واجاق وگلخن و آتشخانه است. در اصطلاحات ذیل بکار رفته است:
کانون اصلاح و تربیت
این کانون در ماده23 قانون تشکیل دادگاه اطفال بزهکار مصوب 10-9-38 پیش بینی شده است و جانشین دارالتادیب سابق است و ازسه قسمت تشکیل میشود: الف- قسمت نگاهداری موقت. ب- قسمت اصلاح و تربیت. ج- زندان اطفالی که هنوز درباره آنان از طرف دادگاه تصمیمی اتخاذ نشده بقسمت اول اعزام خواهند شد و اطفالی که در مورد آنان تصمیم اعزام بکانون اصلاح وتربیت اتخاذ شود برحسب مورد به قسمت دوم یا سوم اعزام خواهند گردید و درهرقسمت محل نگهداری دختر وپسر مجزی خواهد بود.
کانون سردفتران
شخصی است حقوقی که وظایف آن تهیه دفتر یاران برای سردفتری وتهیه سبب ترقی علمی وعملی سردفتران درجه دوم و سوم و راهنمائی و کمک باشخاص بی بضاعت برای تنظیم و ثبت اسناد آنها است( ماده 28- 29 قانون دفاتر اسناد رسمی).
کانون شکار
بمنظور حفظ نسل انواع شکار و نظارت در اجرای مقرارت مربوط بآن سازمان مستقلی بنام کانون شکار ایران تشکیل و ریاست آن بفرمان همایونی بیکی از شخصیت های بارز وعلاقمند باین کارمحول می گردد( ماده یک طرح قانونی شکار مصوب 4- 12 35- مجموعه 1335- ص 256).
کانون ملی
این اصطلاح در مورد فلسطین بکار رفت و استعمال آن باین معنی بود که سرزمین مزبور استعداد قبول یهودیان را بحسب سنن بشکل یک ملت دارا می باشد ( دیکسیونر ترمینولوژی حقوق بین الملل 1960 - sirey).
کانون وکلای دادگستری
مؤسسه ای است مستقل و دارای شخصیت حقوقی که درمقرهر دادگاه استان تشکیل میشود ودارای قسمتهای هیات عمومی هیات مدیره- دادسرای انتظامی وکلا دادگاه انتظامی وکلاء میباشد( ماده یک لایحه استقلال کانون وکلای دادگستری مصوب اسفند 1333).
کبر
( مدنی) اصطلاح خلاصه شده از سن کبر ( یعنی 18 سال تمام) است (اصطلاح شماره 2950).
کبیر
(مدنی) کسیکه هیجده سال تمام داشته باشد خواه زن باشد خواه مرد خواه عاقل باشد خواه سفیه و مجنون. کبیردر اصطلاحات مدنی نظیر بالغ دراصطلاحات فقهی است و با آن اندکی فرق دارد.
کبیره
( فقه )بجرائم ذیل کبیره و معاصی کبیره گفته شده است: الف- جرمی که نص قانون بعنوان معصیت کییره ازآن یاد کرده است، مانند اشتغال بجادوگری. تعزیر علامت صغیره بودن معاصی نیست زیرا گاهی گناه کبیر هم کیفرش تعزیر است. ب- جرائمی که مجازات اخروی دارد. ج- جرائم ملحق بنوع دوم در نص قانون. د- جرائم مساوی با جرائم بالا یا اشداز آنها بموجب نص قانون. سایر جرائم (معاصی )را صغیره یا معاصی صغیره نامند. ولا یغادر صغیرة ولاکبیرة الا وقداحصیها (قرآن).
کتاب
( فقه )قرآن کریم را گویند.