contact
shape

ترمینولوژی

shape

حرف ک

کلاله ابی

(فقه- مدنی (برادر و خواهر ابی میت (ماده 929 قانون مدنی ).

کلاله امی

( فقه- مدنی) برادر و خواهر امی میت ( ماده 929 قانون مدنی).

کلاله پدری

مرادف کلاله ابی است. (رک. کلالة ابی )

کلاله مادری

مردف کلالة امی است. ( رک. کلاله امی)

کلانتر

الف - رئیس کلانتری. ب - رئیس انجمن شهر( قانون بلدیه 1325 قمری منسوخ ).

کلانتر مرز

کمیسر سرحدی ( رک. کمیسر)

کلانتری

کمیساریا : شعبه ای از شهربانی که بکار تنظیم بخشی ازشهر میپردازد.

کلاهبرداری

(جزا )استعمال اسم یا عنوان ساختگی بمنظور متقاعد ساختن طرف بتاسیسات Entreprises مجعول و اقتدارات و اعتبارات موهوم و امیدوارکردن بوقایع موهوم یا بیم دادن از امور موهوم تا باین ترتیب مال یا سند یا اوراق بهادار و قولنامه از طرف بگیرند و ضرر باو برسانند مجرم این جرم را کلاهبردار نامند (ماده 238 قانون مجانات عمومی) بین صحنه سازی کلاهبردار و اشتباه مجنی علیه (که موجب تسلیم مال یا سند و غیره میشود) باید رابطة علیت باشد.

کلنی

الف- سرزمین های ماوراء بحارکه تابع حکومت کشور دیگری (Metropole) هستند. در فارسی مستعمره باین معنی بکار رفته است( رک. مستعمره). ب- مجموع افرادی که تابعیت واحد دارند و دریک کشور بیگانه یا شهری از آن سکونت دارند.

کلی

( مدنی- فقه )مفهومی که قابلیت صدق بر افراد متعدد را داشته باشد مانند بیع ، رهن ابراء، گندم، پارچه وغیره (ماده 955 ق- م ). در اصطلاح به مالی گفته میشود که بیش از یک مصداق دارد خواه آن مال درخارج وجود داشته باشد خواه وجود خارجی نداشته باشد مثلا یک خرمن که درخارج وجود دارد هرگاه یک من گندم از آن فروخته شود در اینصورت کلی( یعنی یک من گندم )وجود خارجی هم دارد. ((کلی از شیئی متساوی الاجزاء)) در ماده 350 ق- م نوعی ازکلی موجود درخارج است. اصطلاح کلی درمقابل عین معین ومشخص استعمال میشود.

کلی از شیئی متساوی الاجزاء

( مدنی - فقه )قسمتی ازعین موجود درخارج که تمام آن، صورت وحدت عرفی داشته باشد (مانند خرمن گندم )و قید اشاعه هم نشده باشد مانند من گندم از یک خرمن معین وموجود در خارج (بدون قید اشاعه) که درمعرض بیع واقع شده باشد در اینصورت بایع مختار است بمیل یکطرفی خود یک من گندم از آن خرمن را جدا کرده به مشتری بدهد (ماده 350 ق - م). ((کلی درمعین ))نیزمرادف اصطلاح بالا است.

کلی در ذمه

(مدنی- فقه)وآن کلئی است که وجود خارجی ندارد و وجود اعتباری آن به ذمه متعهد تعلق یافته است مانند مبیع در بیع سلم( ماده 350 ق- م ).

کلی در معین

مرادف ((کلی از شیئی متساوی الاجزاء))است. ( رک. کلی از شیئی متساوی الاجزاء)

کلی زمانی

( فقه) هرگاه افراد ومصادیق کلی ازجنس زمان باشند آن کلی را کلی زمانی نامیده اند چنانکه استرداد دعوی و صرفنظر کردن ازآن بطورکلی در ماده 298 ق- م به کلیت زمانی هم توجه دارد یعنی استرداد کننده دعوی باید در جمیع ازمنه از دعوی خود صرفنظرکند بهمین جهت است که حق تجدید دادخواست را ندارد.

کلی فی الذمه

مرادف کلی در ذمه است. ( رک. کلی در ذمه)

کلی مشاع

( مدنی- فقه)قسمتی کلی ازعین موجود در خارج که بقید اشاعه مورد معامله واقع شده باشد مانند یک من گندم مشاع از یک خرمن( در اینصورت بایع نمی تواند بمیل خود یک من را جدا نموده و بمشتری بدهد و باید افراز بتراضی یا بحکم دادگاه باشد) ویک دانگ از یک خانه یا از یک قطعه زمین. معمولا این نوع معاملات در مورد اراضی و خانه و باغ وآسیاب و اتومبیل وکشتی و امثال آنها واقع میشود (ماده 350 ق- م ).

کمالیات

( فقه)هرعمل وتصرفی که ترک آنها موجب دشواری در زندگی نمیشود ولی فعل آنها از مکارم اخلاق و آداب نیک است( فعل شایسته و ترک نا شایسته )مانند اعتدال در کارها ومیانه روی درمعاش وترک اسراف وغیره بنام کمالیات خوانده شده است.

کمپانی

سابقأ بمعنی شرکت سهامی دارنده امتیاز سلطنتی بکار می رفت مانند کمپانی هند و سنگال. امروز. بمعنی شرکت مشغول بیک خدمت عمومی است مانند کمپانی راه آهن وهم چنین به شرکت هائی گفته میشود که در بعضی امورتخصص دارند مانند شرکت بیمه وکشتی رانی.

کمک هزینه

وجهی که بمامور دولت یا شاغل درمؤسسات کشوری یا بلدی بعنوان تقویت حقوق او داده میشود. درایام مرخصی هم از آن استفاده می کنند در حقوق تقاعد تاثیری ندارد بطور مستمر قابل پرداخت است. (رک. حق حضور- دستمزد- کمک هزینه پاداش- فوق العاده- اضافه حقوق )

کمیته

این اصطلاح در کنگره ها و کنفرانس ها و مجامع بین المللی بمعنی کمیسیون بکار رفته است با این فرق که کلمه کمیته اولی است در استعمال در مورد انجمنی که اعضاء آن زیاد نبوده و فعالیت محدودی را بعهده دارد مانند کمیته کشورهای بزرگ مذکور در ماده 47 منشور ملل متحد.